سفارش تبلیغ
صبا ویژن
چون کارها همانند شود یکى را بر دیگرى قیاس کردن توانست و پایان آن را از آغاز دانست . [نهج البلاغه]

سلما

نامه‏ی اسرای ایرانی دربند زندانهای رژیم بعثی به امام خمینی و پاسخ ایشان

بسم الله الرحمن الرحیم

پدرجان ، سلام، امیدوارم حالتان خوب باشد. راضی نمی‌شدم مزاحم اوقات شریفتان گردم لیکن دیگر قدرت تحمل دوری را نداشتم و دلم بسیار برایتان تنگ شده بود. لذا تصمیم  به نوشتن نامه برایتان گرفتم. تاکنون شنیده‌اید پسری به مدت چهار سال از پدرش جدا شود و بعد از چهار سال جدایی برای پدرش نامه بنویسد و پدر نامه فرزندش را جواب نگوید؟ پدرم باور کنید تحمل سختی راحت است اما تحمل بر فراق یار دشوار است. پدرم من از بلاد غربت، از گوشه زندان غم و غبارآلود از هجر دوست با چشمانی غمزده در انتظار رویتت، نامه را می‌نویسم. نامه‌ام را اجابت کن با جواب خویش گرد و غبار غم را از چهره زردمان پاک کن، تا چشم ما با دیدن خطت نور گیرد و روشن و منور گردد.

پدرم پروانه‌های وجودمان فدای شمع جانسوزت باد. فرزندان افسرده خویش را با کلام مسیحاییت جانی دوباره بخش و دل خسته دلان در راه مانده را، جلایی تازه ده. به امید اینکه این نامه  به دستت برسد و جوابش را هر چه زودتر بنویسی. پدرم برای دریافت جواب لحظه شماری می‌کنم. خداحافظتان

فرزند کوچکت  محمد رنجبر  12/6/1362

پاسخ امام

بسمه تعالی

فرزند بسیار عزیزم، از نامه دلسوزانه شما بسیار متاثر گردیدم. من ناراحتی شما عزیزان دربند را احساس می‌کنم. شما هم ناراحتی پدرتان را که فرزندان عزیزش دور از وطن هستند، احساس کنید. عزیزان من، سید و مولای همه ما حضرت موسی بن جعفر(ع) بیش از همه شماها و ماها در رنج و گوشه زندان بسر بردند. برای اسلام عزیز شما صبر کنید. خداوند فرج را ان‌شاء‌الله تعالی نزدیک می‌نماید و پدر پیر شما را با دیدن شما شاد می فرماید. به همه عزیزان دربند سلام مرا برسانید. من از دعای خیر فراموشتان نمی‌کنم. خداوند حافظ شما باشد. 

پدر پیرت ( خ)

 




سلما ::: سه شنبه 86/7/3::: ساعت 8:38 عصر

 
لیست کل یادداشت های این وبلاگ